ماتئو ريچى ( مترجم : محمد زمان )

مقدمهء مصحح 43

چين نامه ( فارسى )

پادشاه را ملاقات كند و با تقديم هدايايى توجه و عنايت پادشاه را به خود جلب و اجازهء تبليغ دريافت كند . اما در آن زمان رسيدن به اين آرزو به سادگى امكان‌پذير نبود . به نظر ماتيو ريچى اگرچه او وارد پكن نمىشد ، ولى نزديك شدن به سوى نانكن ميسر بود و بدين جهت رفتن به جيانگ سى بهتر از باقى ماندن در گوانگ دونگ بود . در ماه آوريل سال 1594 م . ماتيو ريچى با قاطعيت ، فرصت خوبى را كه در يك چشم به هم زدن ممكن بود از دست بدهد ، غنيمت شمرد و به همراه شىسينگ « 1 » ، شىلانگ « 2 » وزير جنگ « 3 » به شمال استان رفت و از آنجا وارد جينگ‌سى شد . شى سينگ بازنشسته بود و بر اثر آغاز جنگ حكومت مينگ با ژاپن در كشور كره ، از طرف پادشاه به پكن احضار شده بود . ماتيو ريچى نيز به بهانهء درمان بيمارى روانى پسر شى سينگ اجازهء همراهى با آنها را گرفت . نخست او قصد داشت مستقيما با آنها وارد پكن شود اما با مخالفت شىسينگ مواجه شد زيرا خارجيان بدون اجازه نمىتوانستند به دلخواه خود مخصوصا در دوران جنگ وارد پايتخت شوند . اما سرانجام با توجه به درخواستهاى مكرر ماتيو ريچى ، شى سينگ موافقت نمود به او براى ورود به نانكن كمك كند . به هنگام زندگى در گوانگ دونگ ، ماتيو ريچى و هم‌كيشانش ابتدا لباس‌هاى راهبان بودائى را براى پوشيدن انتخاب كرده بودند تا از تأثير نظريهء سنتى چينيان مبنى بر نپذيرفتن خارجيان بىرحم و وحشى كاسته شود . اما بعدها متوجه شدند كه با ملبس شدن به لباس بت‌پرستى كه مخالف با عقايد مسيحى بود نه تنها خود را دچار ناراحتى وجدان ساخته كه مانع توسعهء رفت‌وآمدهاى خود با مأموران و دانشمندان چينى شده‌اند . در شرايط و موقعيت‌هاى مختلف ، دقيقا به‌خاطر اين لباس بود كه دانشمندان علاقه‌اى به معاشرت با آنها از خود نشان نمىدادند . زيرا از ديدگاه چينيان ، راهبان داراى شخصيتى پست و فرومايه‌اند و كسى كه لباس بلند و گشاد حرير دربر نداشته باشد حتى اگر شخصيتى تربيت شده و آموزش ديده داشته باشد شايستگى آن را كه با مأموران به‌طور برابر روى يك صندلى بنشيند ندارد . اين به آن معنى است كه آنها از لحاظ مقام و قدرت مساوى نيستند . بدين جهت ماتيو ريچى در ايام اقامت در جيانگ

--> ( 1 ) . Shixing ( ? ? ? ) . ( 2 ) . ( ? ? ? ) Shilang : برابر معاون وزير . ( 3 ) . Bingbu ( ? ? ? ) .